|

کهرآلان ما از قدیم الایام توسط نهری که از میان روستا گذشته به دو نیمه تقسیم شده است. این نهر از بالیقلو چایی منشعب گردیده و آب مورد نیاز کشاورزان را فراهم میکرده است,
نیمهای که آرامگاه شیخ در آن واقع است مشهور به شیخ تایی و نیمه دیگر حامام تایی نامیده شدهاند, خود نیمه حامام تایی نیز به یوخاری باش و آشاقاباش تقسیم شده است. حدفاصل یوخاری باش و آشاقاباش, همین حمامی بوده است که نام نیمه را بر خود داشته است. یوخاری باش همان طرفی است که به سمت پیر سید صدرالدین راه دارد.
به نقل قول از بزرگترهای , کهرآلان ما در گذشته دور فاقد حمام بوده است, مردم برای استحمام و پاکیزگی دچار زحمت بودهاند. یا در خانه و کاشانه خود استحمام کرده و یا در صحراها و آبهای جاری خود را تمیز میکردهاند, راه حل دیگری نیز بوده است که استفاده از حمامهای شهری و تحمل مرارت و سختیهای رفت و آمده به شهر بوده است, و اگر هم بارندگی و یا برف و کولاک و بوران بوده که خود مزید بر علت میشده است. از این رفت و آمدها و یا استحمام در آبهای جاری داستانها نقل است که اگر فرصتی دست دهد دوستان همتی کنند و به نقل از بزرگترها به تک نگاریهای آن اقدام شود خود یادداشت شیوایی از تاریخ شفاهی کهرآلان خواهد بود.
با این مقدمه بپردازیم به موضوع حامام. همان طوری که گفته شد, خانوادههای کهرآلانی برای استحمام و نظافت مجبور به تردد با شهر (آن را با فتحه شین و ها و سکون راء بخوانید) بودهاند در آن وقتی که موضوع صحبت است هنوز اتومبیل مرحوم آقای عمران ماهری در مسیر کهرآلان ترددی نداشته است و خانوادهها اغلب با پای پیاده به همراه بچههای کوچک و کهنسالان از پای افتاده در میان گل و شل مجبور به طی طریق بودهاند, بگذریم که در بازگشت از استحمام نیز در سردیهای هوای پاییز و زمستان دچار سرماخوردگی و آنژین و بیماریهایی از این دست میشدند.
این خانوادهها در مسیر تردد خویش به شهر, مورد اذیت و آزار افراد لاابالی و اوباش شهری بودهاند و استحمام و پاگیزگی در حمامهای شهری اغلب قرین درگیریهایی بوده است, در پی چنین درگیریهایی کدخدای وقت کهرآلان, که فردی با غیرت و حمیت بوده و شاهد برخوردهای زشتی بوده است و تصمیم به احداث بنای حمام روستای کهرآلان میگیرد, این کدخدای مرحوم, کاددا عزیز, پدر بزرگ جناب سرهنگ حسن آقای عباداللهی بودهاند.
مرحوم کاددا عزیز, فرزندان دو قلویی داشته که آنها را ان شاءالله و ماشاءالله نامیده بوده است, در پست قبلی در خصوص مرحوم کاددا گوویش مطالبی نوشته شده است.
مرحوم ماشاءالله عباداللهی یا همان قرش بیگ (بی به فتح با و سکون ها) به واسطه چشم و ابروی مشکی بدین عنوان مشهور شده و از اخوی توامان بور و چشم آبی خویش متمایز گردیده, ابوی جناب سرهنگ, بعدها و پس از کاددا عزیز تولیت حمام را عهدهدار بوده است, این خانواده حق بزرگی بر بهداشت و نظافت مردم کهرآلان دارند و جا دارد که چنین حقی همواره به نیکی یاد شود.
حمام کهرآلان در اوقاتی از هفته اختصاص به بانوان روستا داشت, در این ایام تولیت آن را نوشی خانیم, مادر محترم جناب سرهنگ بر عهده داشتند, وظیفه بوقچاچیلیق (جامه داری) مردانه را, آقایی به نام پرواز, یکی از عموزادگان قرش بیگ و در اوقات زنانه نیز خانمی به نام زیور, بر عهده داشتند. بوقچاچی از البسه و وسایل ارباب رجوع مواظبت میکرده و نوبت داری مینموده است. |